آسیبپذیری اسرائیل و اهرم فشار فلسطینیها
Israel’s War Obsession and the Urgency of Palestinian Leverage
https://znetwork.org/znetarticle/israels-war-obsession-and-the-urgency-of-palestinian-leverage/
❊
آسیبپذیری اسرائیل و اهرم فشار فلسطینیها
۲۸ آوریل ۲۰۲۶
Israel’s Vulnerability & Palestinian Leverage
رمزی بارود مینویسد، اسرائیل وارد لحظهای از آسیبپذیری بیسابقه میشود. این آسیبپذیری باید به وضوح و فوراً آشکار شود تا به جنگهای بیمعنی و اشغال فلسطین پایان داده شود.
Israel is entering a moment of unprecedented vulnerability, writes Ramzy Baroud. That must be clearly and urgently exposed to end senseless wars and the occupation of Palestine.
غزه، اکتبر ۲۰۲۳. (صالح نجم و انس شریف/فارس نیوز/ویکیمدیا کامنز/CC BY 4.0)
توسط رمزی بارود،
شبکه Z
وسوسهانگیز است که استدلال کنیم دکترین نظامی جدید اسرائیل مبتنی بر جنگ دائمی است - اما واقعیت پیچیدهتر از این است.
نه اینکه بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، با چنین ترتیباتی مخالفت کند. برعکس، تلاش بیوقفه او برای تشدید تنش نظامی دقیقاً همین را نشان میدهد.
گذشته از همه اینها، تلاش آشکار اعلام شده او برای «اسرائیل بزرگ» دقیقاً مستلزم همین نوع نظامیگری دائمی است - گسترش بیپایان و تخریب منطقهای پایدار.
با این حال، اسرائیل نمیتواند به طور نامحدود یک جنگ بیپایان را در جبهههای مختلف تحمل کند.
مقامات اسرائیلی به جنگیدن در «هفت جبهه» میبالند ، اما بسیاری از این جبههها، از نظر نظامی، عمدتاً خیالی هستند تا میدانهای نبرد پایدار.
با این حال، جنگهای واقعی کاملاً ساخته و پرداختهی اسرائیل هستند: از نسلکشی در غزه گرفته تا جنگهای منطقهای بیدلیل آن.
با این حال، این واقعیت نباید ما را از واقعیت دیگری غافل کند: در آستانه جنگ علیه ایران و در تشدید درگیریها علیه لبنان، تقریباً اجماع کاملی بین یهودیان اسرائیلی وجود داشت.
یک نظرسنجی که توسط موسسه دموکراسی اسرائیل در تاریخ ۲ و ۳ مارس انجام شد، نشان داد که ۹۳ درصد از یهودیان اسرائیلی از حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران حمایت میکنند. این حمایت در تمام جناحهای سیاسی وجود دارد.
همین شور و شوق برای جنگ، نسلکشی غزه و جنگها و تشدیدهای مختلف در لبنان را به دنبال داشت.
حتی یائیر لاپید، نخست وزیر سابق - که اغلب و به دروغ در خارج از کشور به عنوان «کبوتر» تبلیغ میشد - کاملاً از این جنگها حمایت کرد و پس از آتشبس ایران اذعان کرد که اسرائیل با «اجماع نادر» وارد آنها شده است و او «از همان لحظه اول» از آنها حمایت کرده است.
انتقادات مکرر او، مانند دیگر سیاستمداران اسرائیلی، نه از جنگ، بلکه از شکست نتانیاهو در ارائه یک نتیجه استراتژیک است.
و این تمایز حیاتی است. اسرائیلیها عمدتاً از جنگها حمایت میکنند، اما بسیاری دیگر به نتانیاهو برای تبدیل ویرانی به پیروزی استراتژیک اعتماد ندارند.
تا اواسط آوریل، ۹۲ درصد از یهودیان اسرائیلی به ارتش به خاطر مدیریت جنگ ایران امتیاز بالایی دادند ، اما تنها ۳۸ درصد به دولت امتیاز بالایی دادند .
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در حال سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۵، و در حالی که نقشهای با عنوان «نفرین» در دست دارد که سوریه، عراق و ایران به رنگ قرمز در آن نشان داده شدهاند. (عکس از سازمان ملل/لوئی فیلیپه)
به عبارت دیگر، مردم هنوز به جنگ اعتقاد دارند اما به طور فزایندهای به رهبری که آن را به راه انداخته است، شک دارند.
این تمایز ممکن است در خارج از اسرائیل اهمیت چندانی نداشته باشد، زیرا نتیجه همچنان مرگ و میر جمعی، ویرانی و خشونت استعماری است.
اما در محاسبات نظامی و استراتژیک خود اسرائیل، این موضوع اهمیت فوقالعادهای دارد. جنگهای این کشور از نظر تاریخی از یک مدل آشنا پیروی کردهاند: درهم شکستن مقاومت، تحمیل سلطه نظامی و سیاسی، و تبدیل خشونت در میدان نبرد به گسترش استعماری.
نتانیاهو هیچکدام از اینها را عملی نکرد.
به همین دلیل است که غوغای اسرائیل بر سر آتشبس ۱۶ آوریل لبنان تا این حد شدید بوده است، و به همین دلیل است که ترس از بنبست احتمالی با ایران حتی عمیقتر شده است.
آتشبس لبنان آشکارا یکی از اهداف اصلی اعلامشده اسرائیل، یعنی خلع سلاح حزبالله، را تأمین نکرد. اسرائیل نیروهای خود را در جنوب لبنان نگه داشت، اما این توافق عملیات تهاجمی را متوقف کرد و از «پیروزی کامل» وعده دادهشده بسیار فاصله داشت.
برای بسیاری در اسرائیل، هر نتیجهای که به پیروزی کامل نرسد، بلافاصله به عنوان شکست تلقی میشود.
ایال اشترن، یکی از رهبران منطقهای شمال اسرائیل، این حس و حال را با وضوح بیرحمانهای به تصویر کشید، زمانی که در واکنش به آتشبس لبنان، در اظهاراتی که توسط سیانان گزارش شد ، پرسید که چگونه اسرائیل «از پیروزی مطلق به تسلیم کامل» رسیده است.
این بحران واقعی است که اکنون اسرائیل با آن مواجه است: نه اینکه محدودیتهای جنگ دائمی را کشف کرده باشد، بلکه بار دیگر کشف کرده است که خشونت نابودکننده به طور خودکار پیروزی سیاسی ایجاد نمیکند.
در حالی که ایران از اهرم سیاسی برخوردار است که میتواند آتشبس بلندمدت یا حتی دائمی را ممکن سازد، لبنان و سوریه همچنان در موقعیت بسیار آسیبپذیرتری قرار دارند. با این حال، هیچکس در شرایط متزلزلتری نسبت به فلسطینیها، بهویژه ساکنان غزه، قرار ندارد.
برخلاف دیگران که مقداری حاشیه سیاسی و فضای مانور برای خود حفظ میکنند، فلسطینیها تحت اشغال، آپارتاید و محاصره اسرائیل زندگی میکنند. به ویژه غزه به یک منطقه بسته و ویران تبدیل شده است.
محاصرهی مطلق آن یکی از وحشتناکترین فجایع انسانی در تاریخ مدرن را رقم زده است: کل جمعیت با آب آلوده زندگی میکنند، زیرساختها نابود شدهاند، غذا به شدت کمیاب است و هزاران نفر هنوز زیر آوار مدفون هستند.
گذشته از پایداری افسانهایشان - صمود - فلسطینیها تحت محدودیتهای شدیدی در توانایی خود برای تحمیل شرایط به اسرائیل عمل میکنند، به ویژه که اسرائیل همچنان از ایالات متحده و متحدان غربی آن حمایت بیقید و شرط دریافت میکند.
با این حال، مقاومت، اقدام جمعی و حضور پایدار فلسطینیان همچنان اهرمهای قدرتمندی هستند که نمیتوان به راحتی آنها را مهار کرد.
نتانیاهو - و کسانی که پس از او خواهند آمد - همیشه در فلسطین فضایی را خواهند یافت که در آن میتوان به طور مداوم و با هزینه نسبتاً کم برای خود اسرائیل جنگید.
برخلاف دیگر میدانهای نبرد، که در آنها جنگ از نظر سیاسی، نظامی و اقتصادی ناپایدار میشود، اسرائیل اشغال فلسطین را به یک میدان نبرد دائمی تبدیل کرده است.
حتی اگر نتانیاهو، که اکنون از نظر سیاسی تضعیف شده و پا به سن گذاشته است، از صحنه سیاسی خارج شود، الگوی اساسی دست نخورده باقی خواهد ماند.
رهبران آینده اسرائیل به جنگ علیه فلسطین ادامه خواهند داد، نه علیرغم هزینههای آن، بلکه به دلیل مزایایی که برای آن متصور هستند: این جنگ از نظر مالی یارانه میگیرد، از نظر استعماری سودمند است و از نظر سیاسی در ساختار فعلی اسرائیل پایدار است.
برای شکستن این الگو، فلسطینیها باید اهرم فشار ایجاد کنند - اهرم فشار واقعی. این نمیتواند از مذاکرات بیهوده یا توسل به قوانین بینالمللی که مدتهاست نادیده گرفته شدهاند، حاصل شود.
این امر تنها میتواند از مقاومت جمعی پایدار در برابر استعمار، تقویتشده با حمایت معنادار کشورهای عربی و مسلمان و متحدان واقعی بینالمللی، و تقویتشده با همبستگی جهانی که قادر به اعمال فشار واقعی بر اسرائیل و مهمتر از همه، بر حامیان اصلی آن باشد، پدید آید.
فعلاً، نتانیاهو به جنگهای خود ادامه میدهد زیرا هیچ پاسخی برای شکستهای استراتژیک خود ندارد. در اینجا، تشدید تنش نقطه قوت نیست؛ بلکه آخرین پناهگاه رهبری است که نمیتواند پیروزی را به ارمغان بیاورد.
با این حال، این موضوع نکته دیگری را نیز آشکار میکند: اسرائیل در حال ورود به برههای از آسیبپذیری بیسابقه است.
این آسیبپذیری باید - به وضوح، مداوم و فوری - توسط همه کسانی که به دنبال پایان دادن به این جنگهای بیمعنی، پایان دادن به اشغال فلسطین توسط اسرائیل و مسیری به سوی عدالتی هستند که مدتهاست از آن محروم مانده است، آشکار شود.
❊❊❊❊❊
دکتر رمزی بارود نویسندهای است که آثارش به طور گسترده منتشر و ترجمه شده، ستوننویس بینالمللی و سردبیر نشریهی «فلسطین کرونیکل» است . آخرین کتاب او «آخرین زمین: یک داستان فلسطینی» (انتشارات پلوتو، ۲۰۱۸) است. او مدرک دکترای خود را در رشتهی مطالعات فلسطین از دانشگاه اکستر (۲۰۱۵) دریافت کرد و محقق غیرمقیم در مرکز مطالعات جهانی و بینالمللی اورفالئا، دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا بود. از وبسایت او دیدن کنید .
این مقاله از Z Network است و صرفاً با کمکهای مالی خوانندگانش تأمین مالی شده است.
❊
